کاش مي فهميديم که خداوند مي خواهد از برخي از واژه هاي به کار رفته در کتاب مقدس دروازه چه هدايتي را بر ما بگشايد؟
آيا پدران مقدس خجالت نمي کشند اين قسمت ها را در جمع آقايان يا خانم ها مي خوانند ؟
به نظر شما آموزنده ترين نکاتي که اين عبارات مي تواند داشته باشد چيست ؟ آيا غير از راه فريفتن و زنا چيز ديگري هم آموزش مي دهد ؟
کدام پدر ، مادر يا آموزگاري مي تواند چنين الفاظي را براي کودکانش بيان کند ؟ آيا از نظر تربيتي بد آموزي ندارد؟
سوال مهم تر اين که
: آيا چنين کتابي مناسب است راهنماي بشريت به سوي سعادت انسان ها باشد ؟
آيا با وجود اين مطالب مي توان گفت نويسندگان کتاب مقدس هنگام نوشتن اين
کتاب ها از لغزش مصون بوده اند ؟
براي اين که بفهميد قضيه از چه قرار است ادامه مطلب را بخوانيد:
r a n و n a f و s i n e
مسيحيان عقيده
دارند که سفر غزل غزل هاي سليمان را خداوند به سليمان وحي نموده است .
اکنون ببينيم اين وحي چگونه است :
غزل غزل ها 7 : 1-9 :
اي دختر مرد
شريف پايهايت در نعلين چه بسيار زيبا است(1 غزل غزلهاي سليمان 7) حلقهاي
run هايت مثل زيورها ميباشد که صنعت دست صنعتگر باشد(1 غزل غزلهاي سليمان
7) naf تو مثل کاسه مدوّر است که شراب ممزوج در آن کم نباشد( غزل غزلهاي
سليمان 7) بر تو توده گندم است که سوسنها آن را احاطه کرده باشد(2 غزل
غزلهاي سليمان 7) دو p e s t a n تو مثل دو بچه توام غزال است(3 غزل غزلهاي
سليمان 7) گردن تو مثل برج عاج و چشمانت مثل برکههاي حشبون نزد دروازه
بيت ربّيم( غزل غزلهاي سليمان 7) بيني تو مثل برج لبنان است که بسوي دمشق
مشرف ميباشد(4 غزل غزلهاي سليمان 7) سرت بر تو مثل کرمل و موي سرت مانند
ارغوان است(غزل غزلهاي سليمان 7) و پادشاه در طرّههايش اسير ميباشد(5
غزل غزلهاي سليمان 7) اي محبوبه چه بسيار زيبا و چه بسيار شيرين بسبب
لذّتها هستي(6 غزل غزلهاي سليمان 7) اين قامت تو مانند درخت خرما( غزل
غزلهاي سليمان 7) و p e s t a n هايت مثل خوشه انگور ميباشد(7 غزل غزلهاي سليمان
7) گفتم که به درخت خرما برآمده شاخههايش را خواهم گرفت(غزل غزلهاي
سليمان 7) و p e s t a n هايت مثل خوشههاي انگور و بوي نفس تو مثل سيبها باشد(8
غزل غزلهاي سليمان 7) و دهان تو مانند شراب بهترين براي محبوبم که به
ملايمت فرو رود و lab هاي خفتگان را متکلّم سازد(9 غزل غزلهاي سليمان 7).
کاش مي فهميديم که خداوند مي خواهد از اين واژه ها دروازه چه هدايتي را بر ما بگشايد؟
آيا پدران مقدس خجالت نمي کشند اين قسمت ها را در جمع آقايان يا خانم ها بخوانند ؟
بستر معطر
در
سفر امثال يک زن همسر دار زناکار مردي را مي فريبد و به او مي گويد : بر
بستر خود دوشکها گسترانيدهام(15 امثال سليمان نبيّ 7) با ديباها از کتان
مصري(16 امثال سليمان نبيّ 7) بستر خود را با مرّ و عود و سليخه معطّر
ساختهام(17 امثال سليمان نبيّ 7) بيا تا صبح از عشق سير شويم(امثال
سليمان نبيّ 7) و خويشتن را از محبّت خرّم سازيم(18 امثال سليمان نبيّ 7)
زيرا صاحب خانه در خانه نيست( امثال سليمان نبيّ 7) و سفر دور رفته است(19
امثال سليمان نبيّ 7) کيسه نقره بدست گرفته( امثال سليمان نبيّ 7) و تا
روز بدر تمام مراجعت نخواهد نمود(20 امثال سليمان نبيّ 7) پس او را از
زيادتي سخنانش فريفته کرد( امثال سليمان نبيّ 7) و از تملّق لبهايش او را
اغوا نمود(21 امثال سليمان نبيّ 7)
به نظر شما آموزنده ترين نکاتي که اين عبارات مي تواند داشته باشد چيست ؟ آيا غير از راه فريفتن و زنا چيز ديگري هم آموزش مي دهد ؟
s i n e هاي زن
در
امثال سليمان 5 : 18 و 19 آمده است : … و از زن جواني خويش مسرور باش ،
مثل غزال محبوب و آهوي جميل . p e s t a n هايش هميشه تو را خرم سازد و از محبت
او دائما محفوظ باش.
در غزل غزل ها 8 : 8 نيز مي خوانيم : ما را
خواهري کوچک است که p e s t a n ندارد( غزل غزلهاي سليمان
به جهت خواهر خود
در روزي که او را خواستگاري کنند چه بکنيم؟ (9 غزل غزلهاي سليمان
.
اندازه m a n i
سفر
حزقيال 23 : 19 : اما او ايام جواني خود را که در آنها در زمين مصر زنا
کرده بود بياد آورده باز زناکاري خود را زياد نمود و بر معشوقههاي ايشان
عشق ورزيد که گوشت ايشان مثل گوشت الاغان و m a n i ايشان چون m a n i اسبان
ميباشد(20 حزقيال 23) و قباحت جواني خود را حيني که مصريان p e s t a n هايت را
بخاطر s i neهاي جوانيش افشردند بياد آوردي(21 حزقيال 23)
سفارش به دزديدن زنان
در
سفر داوران 20 : 21 آمده است : پس بني بنيامين را امر فرموده و گفتند
برويد در تاکستانها در کمين باشيد(20 داوران 21) و نگاه کنيد و اينک اگر
دختران شيلوه بيرون آيند تا r a gh s کنندگان r aghs کنند آنگاه از تاکستانها
درآئيد و از دختران شيلوه هر کس زن خود را ربوده به زمين بنيامين برود(21
داوران 21) و چون پدران و برادران ايشان آمده نزد ما شکايت کنند به ايشان
خواهيم گفت ايشان را به خاطر ما ببخشيد چون که ما براي هر کس زنش را در
جنگ نگاه نداشتيم و شما آنها را به ايشان نداديد الان مجرم ميباشيد(22
داوران 21) پس بني بنيامين چنين کردند و از r aghs کنندگان زنان را بر حسب
شماره خود گرفتند و ايشان را به يغما برده رفتند و به ملک خود برگشته
شهرها را بنا کردند و در آنها ساکن شدند(23 داوران 21)
توصيف هاي s – e – x – y از مجازات
خداوند
يهوه ميگويد چونکه نقد تو ريخته شد و عرياني تو از زناکاريت با عاشقانت
وبا همه بتهاي رجاساتت و از خون پسرانت که به آنها دادي مکشوف گرديد(32
حزقيال 16) لهذا هان من جميع عاشقان تو را که به ايشان ملتذ بودي و همه
آنان را که دوست داشتي با همه کساني که از ايشان نفرت داشتي جمع خواهم
نمود) حزقيال 16)و ايشان را از هر طرف نزد تو آورده برهنگي تو را به ايشان
مکشوف و خواهم ساخت تا تمامي عريانيات را ببينند(33 حزقيال 16) و بر تو
فتواي زناني را که زنا ميکنند و خون ريز ميباشند خواهم داد و خون غيرت
را بر تو وارد خواهم آورد (34 حزقيال 16) و تو را به دست ايشان تسليم
نموده خراباتهاي تو را خراب و عمارات بلند تو را منهدم خواهم ساخت و لباس
تو را از تو خواهند کند و زيورهاي قشنگ و را خواهند گرفت و تو را عريان و
برهنه خواهند گذاشت(35 حزقيال 16)
زنا با روسپيان
شمشون
بر زناي خود با روسپيان شهر غزه در کتاب مقدس اصرار مي ورزد : و شمشون به
غزه رفت و در آنجا فاحشهاي ديده نزد او داخل شد(1 داوران 16)
اين هم نوع جديدي از همبستري نامشروع
روت
با بوعز به سفارش مادر شوهرش همبستر مي شود : پس خويشتن را غسل کرده تدهين
کن و رخت خود را پوشيده به خرمن برو اما خود را به آن مرد نشناسان تا از
خوردن و نوشيدن فارغ شود(3 روت 3) و چون او بخوابد جاي خوابيدنش را نشان
کن و رفته پايهاي او را بگشا و بخواب و او تو را خواهد گفت که چه بايد
بکني(4 روت 3)
همبستري داوود با دختر بچه اي کوچک
و داود پادشاه
پير و سالخورد شده هر چند او را به لباس ميپوشانيدند ليکن گرم نميشد(1
اولپادشاهان 1) و خادمانش وي را گفتند به جهت آقاي ما پادشاه باکرهاي
جوان بطلبند تا به حضور پادشاه بايستد و او را پرستاري نمايد و در آغوش تو
بخوابد تا آقاي ما پادشاه گرم بشود(2 اولپادشاهان 1) پس در تمامي حدود
اسرائيل دختري نيکو منظر طلبيدند و ابيشک شونميّه را يافته او را نزد
پادشاه آوردند(3 اولپادشاهان 1)
200 پوست a l a t مهريه ازدواج
و شاؤول گفت به داود چنين بگوئيد که پادشاه مهر نميخواهد جز صد غلفه
فلسطينيان تا از دشمنان پادشاه انتقام کشيده شود و شاؤول فکر کرد که داود
را به دست فلسطينيان به قتل رساند(25 اولسموئيل 18) از خادمانش داود را
از اين امر خبر دادند و اين سخن به نظر داود پسند آمد که داماد پادشاه
بشود و روزهاي معين هنوز تمام نشده بود(26 اولسموئيل 18) پس داود برخاسته
با مردم خود رفت و دويست نفر از فلسطينيان را کشته داود غلفههاي ايشان را
آورد آنها را تماماً نزد پادشاه گذاشتند تا داماد پادشاه بشود و شاؤول
دختر خود ميکال را به وي به زني داد(27 اولسموئيل 18)
غلفه : به پوستي مي گويند که هنگام ختنه پسران ، آن را از a l a t آنها جدا مي کنند .
سوال
: آيا چنين کتابي مناسب است راهنماي بشريت به سوي سعادت انسان ها باشد ؟
آيا با وجود اين مطالب مي توان گفت نويسندگان کتاب مقدس هنگام نوشتن اين
کتاب ها از لغزش مصون بوده اند ؟